محمود كتبى

123

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

ذكر طلوع رايات حضرت امير بزرگ صاحبقران نوبهء اول به عراق و فارس در شوال سنهء تسع و ثمانين و سبع مائه ، اخبار متعاقب مىرسيد كه بندگى حضرت امير بزرگ خاقان جهانگشاى صاحب قران انار اللّه برهانه به عراق رسيد و امير مظفر كاشى با تمام اكابر و سرداران عراق به شرف بساطبوسى مشرف شدند و كليد دروب و قلعه طبرك تسليم ملازمان آن حضرت كردند « 122 » و سلطان زين العابدين ، با تمام امرا و لشكريان ، شيراز را گذاشتند و به‌طرف بغداد رفتند 183 و شاه يحيى از يزد تهيهء اسباب جهت عتبه بوسى اشتغال مىنمود . چون بندگى حضرت امير بزرگ به مملكت عراق رسيد ، ايشان را امان داد . به جهت عساكر منصوره وجهى تقبل نمودند . جمعى از امرا و لشكريان جهت تحصيل آن وجه در شهر رفتند . اصفهانيان به واسطهء خبث طبيعى و جهل جبلى كه در طبيعت ايشان هست و بدبختى كه دست در دامن عز ايشان زده بود به قتل اين جماعت كه در شهر بودند اقدام نمودند 184 روز ديگر عساكر جرار به يك بار سوار شدند و به ضرب شمشير آبدار بعد از محاربهء بسيار شهر را مسخر كردند و قتل عام رفت و قريب دويست هزار آدمى كشته شدند 185 . و به جانب فارس نهضت فرمود . سلطان احمد از كرمان بيرون نشست و متوجه اردوى اعظم گشت و امير اختيار الدين حسن را پيشتر به درگاه عالم پناه فرستاد . چون به شرف پاىبوس مشرف گشت به نوازش پادشاهانه مخصوص شد ،

--> ( 122 ) . جامع : « دروازه‌ها و شهر و قلعهء طبرك »